اول صلام

          مدطی بود آف نمی شدیم!   او نه آف که بودیم، آپ نمی شدیم.
تو این مدت آف روغن قاطی کرده بودیم، قرطی نشده بودیم!
بعد از اینکه پصر عموی امین به رحمت خدا رفت و بر نگشت بی شرط چاغو، امین اینا خونه شون رو اوز کردن (چرا؟!)
توی خونه ی جدیدشون، نه از شلنگ گاز خبری بود، نه از فشار آب به همین علت نمی تونصت به اونترنت متوصل شه!!

         منم که... شهره ی شهرم به عشق ورزیدن  و از آنجا که دیده نیالوده ام به بد دیدن، همرای امین در کنگره ی بین الخللی ستیز سخن مشقول چرایش و برخورد انفورماتیک با چالش ها بودیم که نا گهان بانگی برآمد: خواجه گفت: مشترک گرامی دست رسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد!!
اقدام به نسب وبلاگ بارایان کردیم اما باز هم... بیا و ببین.

           کنگره هم که ما را کنگره کنگره کرد، رس ما را از قلوه سنگمان جدا نموده و در نهایت به شکل دالبری و زیگ زاگی به گوشه ای رها کرد.
از من تکه گوشتی باغی مانده بود و از امین پوصت و استخوانی!؟!

         در خلال متخلخل این کنگره ی بین الخللی، ذهنمون مختل شد  و از آلم وبلاگ پر کنی و قزل سرایی، دور به دور شدیم!

           از اونجایی که می دونم حتمن ما رو می بخشی، خب ببخش دیگه!!
از این به بعد دوباره مستمرن هفته به هشته، به روز می شیم. منم براتون از همون دری وری یایی که دوس دارین می نویصم، برای مشکل وبلاگ هم یه فکری می کنیم، به روی چسب!

          حمچنین خوشال می شم موزوع مورد علاغتونو تو نذورات بخونم و توی همون فظا براتون بنویصم، پس چش به راهتونم.

                                                           یا حق