سرد
و آنچه منتظرش بودیم می آید!!
با هر قدمش به جای خاک، برف از زمین بلند می کند و سرمایی که دندان ها را به هم می ساید آنقدر محکم که اگر دیر به خودت بیای نه دندانی برایت می ماند نه دندانی و نه دندانی
پس بیا سرما را به آغوش بکش و با من زمزمه کن:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سر ها در گریبان است
هوا دلگیر، در ها بسته، سرها در گریبان، دست ها پنهان،
نفس ها ابر، دلها مرده و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
هوا تاریک سقف آسمان کوتاه
قبار اندوده مهر و ماه
زمستان است...
(ترانه)
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۵ ساعت 15:51 توسط کسانی که دیگر نیستند
|