لولی وش
برای کسانی که عشق را تجربه کردند میخواهند عشق بورزند
دلـم رمـیـده ی لولی وشیست شور انـگیـز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیـز
فـدای پــیــرهــن چـاک مـاهــرویــان بــاد
هزار بـاده ی تـقـوا و خرقـه ی پـرهـیز
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شـود عبیـر آمیز
فرشته عشـق نداند که چـیـسـت ای سـاقی
بخـواه جـام و گـلابی به خـاک آدم ریز
پـیـالـه بـر کـفـنـم بـنـد تـا سـحرگـه حـشـر
بمی ز دل ببـرم حـول روز رسـتـاخـیز
فـقـیر و خستـه به درگاهـت آمدم رحـمی
که جز ولای تو ام نـیست هیـچ دستـاویز
بیا که هاتف می خـانـه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
میان عاشق و معشـوق هیـچ حـایـل نیســت
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
(ترانه)