به سوی نهایت آسمان خیره شده و مهتاب تمنا می کند شاید به دنبال چیزی گم شده میگردد شاید آمده تا باز بسراید شاید می خواهد از چیزی بگوید که سخت بتوان تصورش را هم در فکر زمینی ها به زور جا داد
حالا چرا مهتاب؟ چرا باید این گونه خیره با چشمانش ابر ها را پس بزند تا به مهتاب برسد من می دانم! او نمیداند که نور مهتاب هم فریبی است دزدیده از خورشید که خودش باید بتابد تا آسمان شبش واقعا روشن شود تا مهتاب سر سنگین بداند که برای تابش هیچ در بساط ندارد((بر بساطی که بساطی نیست))

نویسنده ترانه
به درخواست اهمد

(ترانه)