|
یادگاری
به سرخی چشمان آفتاب
دوست....نه!! بگذار سپیدم را کلیشه ای روی کاغذ نریزم مثل دو چشمان تو لحظه ای که هلول کلام را به تمسخر می گیرد و بی آنکه لحظه ای به بستر نیل گونه کلمات دل ببندند و کلیشه ی سرخ غروب را به آواز سپید طلوع پیوندی عاشقانه دهند سبز ترین عاشقانه ها را به به تصویر می کشد بگذار فقط نام تو را بر صفحه بیانگارم تا کلمات شعرم به رستاخیز برخیزند و بر صفحه ی جولان قیام کنند (ترانه) |+|نویسنده کسانی که دیگر نیستند در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 21:25 |
|