|
اولین شعر سپید زندگی من
کابوس شب
مهتاب وار در سرخی صبح... درخشش آیینه در روشنی فلق نهفته و لبخند عاشقانه ی دشتی شبنم پوش به سوی ستاره های فرو ریخته آهی خورشید گون می چکد بر جسم خیس آسمان و نسیم به روی عشق می کوبد گیسوی سبز رنگ رودخانه در زیر پای درخت آوای ستاره سر می دهد به لبخند رخشان خدا دستان بهار را به زانو گرفته تا سبز شود و دست پاییز را به سر تا پیشانی بند زرد یا زهرا ببندد سلام بر تابستان... همون طور که توی موضوعش گفتم این اولین کار سپید زندگیم بود (ترانه) |+|نویسنده کسانی که دیگر نیستند در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 16:28 |
|
