|
با هر بهانه و هوسی
بـا هـر بـهـانه و هـوسـی عـاشـقـت شده است فاضل نظری |+|نویسنده امین در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:46 ماه و پلنگ
و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود پلنگ من- دل مغرورم- پريد و پنجه به خالي زد كه عشق- ماه بلند من- وراي دست رسيدن بود *** گل شكفته! خداحافظ، اگرچه لحظهي ديدارت شروع وسوسهاي در من، به نام ديدن و چيدن بود من و تو آن دو خطيم، آري – موازيان به ناچاري- كه هردو باورمان زآغاز، به يكدگر نرسيدن بود اگرچه هيچ گل مرده، دوباره زنده نشد؛ اما بهار، در گل شيپوري، مدام گرمِ دميدن بود شراب خواستم و عمرم، شرنگ ريخت به كام من فريبكار دغلپيشه، بهانهاش نشنيدن بود *** چه سرنوشت غمانگيزي، كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس ميبافت، ولي به فكر پريدن بود «حسین منزوی»
به درخواست یک دوست |+|نویسنده مینا در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 13:6 مساحت رنج
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید طنین نام مرا موریانه خواهد خورد مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم مرا به هرم نفس های عشق آب کنید مگر سماجت پولادی سکوت مرا درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید بلاغت غم من انتشار خواهد یافت اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید مرحوم قیصر امیر پور |+|نویسنده امین در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 15:38 املا نیست!!
...زندگی شاید، هر کسی مختار است قطعه ای بنویسد. زندگی املا نیست!! امتحانی است عجیب،، برای همگان یکسان است. لیک، هر کس به روادید خودش، پاسخی می گوید،، نه! مهم نیست چقد بنویسی، پاسخ دوست، فقط یک کلمه است...!! |+|نویسنده اهمد در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 12:2 زورق
گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که می خواهی زورقی توانا به تحمل باری که بر دوش داری زورقی که هیچ گاه واژگون نشود به هر اندازه که نا آرام باشی یا متلاطم باشد امواج زندگی ات دریایی که در آن می رانی ******* پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم در این جهان ظلمانی مارگوت بیکل |+|نویسنده امین در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 17:2 عاشقانه
سلام امروز فقط دوتا نکته می گم و بعد شعر رو مینویسم:
۱ اهمد صاحب وبلاگی جدید شده به نام 1هیچ البته اونجا بیشتر کارای جدیش رو میزاره و زیاد خبری از طنز نیست حتما یه سر بش بزنید ۲ محبوبه هم صاحب وبلاگی بوده با عنوان ستاره ی شب به او هم سری بزنید از باغ می برند چراغانی ات کنند |+|نویسنده امین در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:40 انتظارات به سر رسید
سر انجام انتظارات به سر رسید
وبلاگ درهم پیچیده نویسنده می پذیرد از روزی که این وبلاگ رو راه انداختیم مدام دوستان از من می خوان که به نویسنده های ما اضافه شن اما خوب نمی خواستم ترافیک سنگین شه اما حالا از دوستان می خوام که در صورت تمایل یه متن معرفی از خودشون به همراه اگه می خوان آثار خودشون رو بزنن آثارشون و اگه می خوان توی موضوعات فعالیت کنن یه نمونه کار به آدرس من ایمیل کنن amin9453@yahoo.com در مورد فیلتر شدن وبلاگ خدا رو شکر مرکزی نبوده اما پیگیری کردیم تا مشکل کاملا حل شه در پایان هم دو بیت شعر زیبا براتون می زارم از سرخی لبان تو ای نازنین نگار |+|نویسنده امین در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 1:3 خورشید و خروس
زائر مرده که باید به حرم برگردد مثل عقل است که باید به سرم برگردد این چه تنهایی تلخی ست که باید هر روز کهرم دور شود کره خرم بر گردد شش جهت گر همه خورشید بیارند و خروس مطمئن نیستم آخر سحرم برگردد من خود رستم سهراب کُش مغرورم پس چرا منتظرم تا پسرم برگردد به حضور من بیهوده میاندیش و برو منتظر باش که روزی خبرم برگردد و پس از مرگ که در حاشیه ی امنیتم مست از آنم که نباید اثرم برگردد من چرا اینهمه مأیوسم و سرگردانم سعی کن، داد بزن تا نظرم برگردد
باز هم بسترم از بوی خطا لبریز است |+|نویسنده امین در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 9:43 حقیقت و مجاز
بلبلی شیفته می گفت به گل که جمال تو چراغ چمن است گفت امروز که زیبا و خوشم رخ من شاهد هرانجمن است چون که فردا شدو من پژمردم کیست آن کس که هواخواه من است به تن این پیرهن دلکش من چون گه شام بیایی، کفن است حرف امروزچه گویی،فرداست که تورابر گل دیگر وطن است همه جابوی خوش وروی نکوست همه جا سرو و گل و یاسمن است عشق آنست که در دل گنجد سخن است آن که همی بر دهن است بهر معشوقه بمیرد عاشق کارباید،سخن است این،سخن است می شناسیم حقیقت ز مجاز چون تو،بسیاردر این نارون است " پروین اعتصامی"
|+|نویسنده مینا در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 15:48 عاشقانه ای از استاد منزوی
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست دیروزمان را با غـروری پـوچ کـشـتـیـم (ترانه) |+|نویسنده کسانی که دیگر نیستند در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 15:40 |
|

