|
بخندیم
![]() به وسعت شروع ((پادشاه فصل ها)) به لبخند هایی گرم و صمیمی محتاجیم از آن نظر که لبهایمان را لق لق سکوت پر خواهد کرد روزی خواهد رسید که ((سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است))لبخند که جای خود پس بخندیم قبل از آنکه بلرزیم آنقدر عقده هایمان سخت ما را می فشرند و آنقدر فاصله ها ما را خواهند لرزاتند که وقت برای عاشق نبودن زیاد هم بیاوریم پس بیایید بخندیم (ترانه) |+|نویسنده کسانی که دیگر نیستند در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 15:48 حقیقت و مجاز
بلبلی شیفته می گفت به گل که جمال تو چراغ چمن است گفت امروز که زیبا و خوشم رخ من شاهد هرانجمن است چون که فردا شدو من پژمردم کیست آن کس که هواخواه من است به تن این پیرهن دلکش من چون گه شام بیایی، کفن است حرف امروزچه گویی،فرداست که تورابر گل دیگر وطن است همه جابوی خوش وروی نکوست همه جا سرو و گل و یاسمن است عشق آنست که در دل گنجد سخن است آن که همی بر دهن است بهر معشوقه بمیرد عاشق کارباید،سخن است این،سخن است می شناسیم حقیقت ز مجاز چون تو،بسیاردر این نارون است " پروین اعتصامی"
|+|نویسنده مینا در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 15:48 چند جوابیه یکی برای دکتر(!) و یکی برای یکی از بچه های خوب و متشخص
چند روز بعد از پست نقد ادبیم کسی با موضوع هلو باقالی(؟) :
حالا می تونید بگید پروفایل این آقا چی بود؟ آقای تبریزی این کمال بی شرمی که آدم اینقدر از خودش تعریف کنه علمی بودن یا نبودناین متن اصلا مهم نیست چون من نقد فنی نمی کنم و نقد لفظی به عرف بر می گرده پس لطف کنید به جای توهین از خودتون دفاع کنید والا اگه هر کسی نشان لیاقت نمی دونم چیچی داشته باشه بخواد شعر بگه زیدان باید شاهنامه بگه نه اگه مطلب من رو از اول می خوندید توش توضیح دادم که من کارایی رو نقد میکنم که ضعیفن اما مردم پذیرفتنشون اما حالا این که شعر شما رو پذیرفتن خودش گویاست دیگه! از شعرتون خوششون نیومده اما به خاطر آهنگ بسیار زیبا و صدای دلنشین خواننده پذیرفتنش آقای تبریزی وقتی شما به نقدی که همه ی اهل فن تاییدش کردن می گید نقد بازاری یعنی با همین نقد بازاری می شده شعر شما رو کاملا رد کرد پس این حرف توهین به خودتونه بقیه ی حرف هاتونم که شخصیت کودک درونتون رو برای ما موشکافی کرد و همراه با جزئیات به روی صفحه ی ایمیل ریخت حالا دیگه واسه مدرک و نشانتون هم ارزش قائل نیستم امیر جان م می دونم شخصیتت خیلی بیشتر از این بودکه تو این پست جوابتو بدم اما کوتاهیمو ببخش وقت تنگ بود تو اون شعر تمام ایرادایی که گفتی به نوعی وارده جز یکیش در مورد بقیه به هر حال میشه هر دو رو گفت امیر جان از لب کسی بوی شیر نمیاد بوی شیر از دهن میاد و دهن کودکیش دو تایید مهم در این بیته بازم ببخشید |+|نویسنده امین در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 15:47 تیز تیز تیز
اول صلام
از اون جایی که متلب این پست کمی به شدت تیزه، مواضب باشید که گوش شما رو نبرندذ: با عرض پوزکش از تمامی خانندگان گرام و گرامی، باید خذمتتون ارز کنم که جهت یک سر شماری و آمارگیری روان شناسانه به مناصبت هفته ی پر فتوح وحدت و جشن نیکوکاری، به ناچار دست به آچار بردیم تا کمر به نصب یک نرم افزار خنگ گیج کن در این وبلاگ بندیم. لذا به صرافت افتادیم تا جهت اجرای این مهم، زین پس به جای واژه ی آشنا و مآنوس احمد از واژه ی قریب و نا مآنوث اهمد استفاده کنیم و با ارزیابی نظرات رنگ به رنگ شما خاننده ی لذیذ در مورد علت این اشکال چایپی حدود ضریب هوشی شما را از طریق رابطه ی فیثاغورث محاسبه کنیم. و از آنجا که ما به هیچ گونه ارگان سیاسی، اقتصادی، علمی، تخیلی، تستی، تشریحی، تفریحی وابسته نیستیم هم اکنون منتظر شنودن نظرات ترش و شیرین شما می باشد((انجمن بیماری های خاس، شماره خشاب ۳۳۳۳ بانگ ملی شعبه ی استکان)) ضمنآ از تمامی خنگ های گیج نشده در حضور جمع عذر خاهی به عمل خاهد رفت. |+|نویسنده اهمد در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت 15:46 از حافظ
مجمع خوبی و حـسـن اسـت غـدار چـو مـهـش
لاکـنـش مـهـر و وفـا نـیـسـت خــدایـا بــدهــش دلـبـرم شـاهـد و طـفـل اسـت و بـه بازی روزی بــکـشــد زارم و در شــرع نــبــاشــد گــنــهــش من همـان بـه کـه از او نـــیـــک نـــگــه دارم دل کــه بــد و نــیــک نـدیـدسـت و نـدارد گـنــهــش بــوی شــیــر از دهــن کـــودکــیــش مــی آیــد گر چه خون می چکد از شیوه ی چشم سیهش چـارده ســالــه بــتــی چــابـک و شـیـریـن دارم که به جان حلقه به گوش اسـت مـه چـاردهـش از پـــی آن گـــل نـــورســـتــــه دل مــــا یـــا رب خـود کـجـا شـد کـه نـدیـدیـم در ایـن چند گـهـش یـــار دلــدار مــن ار قــلــب بــدیـن سـان شـکـنـد بــبــرد زود بــه جـــان داری خــود پــادشـــهـــش جـان به شـکـرانـه کـنـم صــرف گـر آن دانـه ی در صــدف ســیــنـــه ی حــافــظ شــود آرام گــهــش (ترانه) |+|نویسنده کسانی که دیگر نیستند در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 15:46 |
|



